عشق خیابونی ...
عشق خیابونی ...
خداحافظ نگو وقتی-هنوز درگیر چشماتم

سلام  . رامتینم. نمیدونم چی بگم . هر شب دارم خودمو میزنم . دیوار اوتاقمو ریختم پایین با مشتام. یه دوست دختر داشتم که تنها دوست دخترم بود که واقعا عاشقش شدم . نمیدونم چرا این کارو کرد ؟ . ولی شب اخر بود که اومدم دستشو بگیرم...

بقیشو تو پست بعدی میزارم.

تو این پست عکسای خودمو میذارم .

                  این عکس خودمه                                                           ایم عکس شانی سگمه

   

بقیه عکسای منو مینومید تو ادامه مطلب ببینید



ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 16 فروردين 1398,
ارسال توسط رامتین

همه چی از یه شب شرو شد که مثل همیشه تنها با سگم شانی رفتم پارک . تنها و تک پر . فاطیمارو دیدم . بهنم نیگاه کرد . ولی من بی توجه از کنارش رد شدم . فطیما وسط پارک نشسته بود . من حنی بهش فکرم نمیکردم . تنها پایینه پارک بودم شانیم پیشم بود. به یه سنگ تکیه داده بودم . چشمامو بسته بودم داشتم با موبایلم اهنگ گوش میدادم. خشته شدم رفتم نشستم رو حوز پارک . فاطیما اومد جولوم نشست . من سرمو انداختم پایین . با دوستش نگین شوخی میکرد میخندید . تادوستم حسین اومد پیشم . فاطیما رفت یه جای دیگه نشست که از دور به هم دید داشتیم . از پشت نگین بهم دست تکون میداد میخندید . حسین گفت بریم مخشونو بزنیم ؟

گفتم : نمیدونم .

حسین دستمو گرفت رفتیم پیششون . فاطیما رو که دیدم زبونم بند اومد خیلی ناز بود شبیه اوریل بود . فکر کرد شیشه کشیدم . گفت شیشه زدی؟ یهو حسین گفت قصد رفاقت نداری؟

فاطی گفت : بستگی داره که باشه ...

حسین گفت مثلا من؟

فاطیما گفت نه بعد یه نگاهی به من کرد.

من دیگه نمیخواستم با کسی دوست باشم قبلش خیلیا به من گفته بودن باهاشون دوست شم.

ولی تو چشمام که نگاه میکردم دنیامو میدیدم . یه لحظه ساکت بهش نیگاه کردم.

فاطی گفت چیه؟ توهم فانتزی زدی؟

موبایلش شارژ نداشت . یه برگه تبلیغ از زمین برداشتم شمارمو روش نوشتم.

فاطی شمارمو گرف خندید یه چشمک زد رفت ( انگار دنیارو بهم دادن )

دوستام میگفتن به فاطی دل نبند خرابه . لاشخوره . منم گفتم باشه .

نیم ساعت بعد بهم زنگ زد گفت از خودت بگو . داشتم میرفتم باشگاه واسه همین زود قط کردم. رسیدم خونه رفتم تو اوتاق درو بستم . فاطی sms داد جوابشو دادم . با هم اشنا تر شدیم . یادم اومد 3 ساله پیش دوسش داشتم . دنبالش افتادم ولی اون موقع باهام دوست نشد .

بقیشو بعدن تعریف میکنم ...




تاریخ: چهار شنبه 17 فروردين 1390,
ارسال توسط رامتین

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 9
بازدید هفته : 13
بازدید ماه : 153
بازدید کل : 2629
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 8
تعداد آنلاین : 1